تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
👼😍😘همه چیز در این وبلاگ😘😍👼



  مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ، 

  آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد : 

آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ، 

  از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون شلوغه

  مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز ، 

  از لپ هام گرفت تا گل بندازه

  تا اومدم گریه کنم گفت : هیس ، خواستگار آمده


خواستگار ، حاج احمد آقا ، خدا بیامرز چهل و دو سالش بود و من

 ُنه سالمگفتم : من از این آقا می ترسم ، دو سال از بابام بزرگتره

  گفتند : هیس ، شکون نداره عروس زیاد حرف بزنه و تو کار نه بیاره


  حسرت های گذشته را با طعم آب نبات قیچی فرو داد و گفت : 

  کجا بودم مادر ؟ آهان 

  جونم واست بگه ، اون زمون ها که مثل الان عروسک نبود 

  بازی ما یه قل دو قل بود و پسرهام الک دو لک و هفت سنگ

  سنگ های یه قل دو قل که از نونوایی حاج ابراهیم آورده بودم را

  ریختند تو باغچه و گفتند : 

  تو دیگه داری شوهر می کنی ، زشته این بازی ها

  گفتم : آخه .... 

  گفتند: هیس آدم رو حرف بزرگترش حرف نمی زنه


  بعد از عقد ، حاجی خدا بیامرز،به شوخی منو بغل کرد و نشوند

 رو طاقچه ، همه خندیدند ولی من ، ننه خجالت کشیدم 

  به مادرم می گفتم : مامان من اینو دوست ندارم 

  مامانم خدا بیامرز ، گفت هیس ، دوست داشتن چیه ؟ 

  عادت می کنی


  بعد هم مامانت بدنیا اومد 

  با خاله هات و دایی خدابیامرزت ، 

  بیست و خورده ایم بود که حاجی مرد

  یعنی میدونی مادر ، تا اومدم عاشقش بشم ، افتاد و مرد

  نه شاه عبدالعظیم با هم رفتیم و نه یه خراسون ، 

  یعنی اون می رفت ، می گفتم : اقا منو نمی بری ؟

  می گفت هیس ، قباحت داره زن هی بره بیرون 


  می دونی ننه ، عین یه غنچه بودم که گل نشده ،

  گذاشتنش لای کتاب روزگار و خشکوندنش


  مادر بزرگ ، اشکش را با گوشه چارقدش پاک کرد و گفت :

  آخ دلم می خواست عاشقی کنم ولی نشد ننه

  اونقده دلم می خواست یه دم پختک را لب رودخونه بخوریم ، نشد

  دلم پر می کشید که حاجی بگه دوستت دارم ، ولی نگفت 

  حسرت به دلم موند که روم به دیوار ، بگه عاشقتم ولی نشد که بگه


  گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود ، زیر چادر چند تا بشکن می زدم 

  آی می چسبید ، آی می چسبید


  دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل و نون بیار کباب ببر 

  ولی دست های حاجی قد همه هیکل من بود ، 

  اگه میزد حکما باید دو روز می خوابیدم 


  یکبار گفتم ، آقا میشه فرش بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم ؟

  گفت:هیس،دیگه چی با این عهد و عیال،

  همینمون مونده که انگشت نما شم


  مادر بزرگ به یه جایی اون دور دورا خیره شد و گفت:

  می دونی ننه ، بچه گی نکردم ، جوونی هم نکردم 

  یهو پیر شدم ، پیر


  پاشو دراز کرد و گفت : آخ ننه ، پاهام خشک شده ،

  هر چی بود که تموم شدآخیش خدا عمرت بده ننه 

  چقدر دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و نگه هیس


  به چشمهای تارش نگاه کردم ، حسرت ها را ورق زدم

  و رسیدم به کودکی اش هشتی، وشگون ، یه قل دوقل، عاشقی و ...


  گفتم مادر جون حالا بشکن بزن ، بزار خالی شی

  گفت : حالا دیگه مادر ، حالا که دستام دیگه جون ندارن ؟

  انگشتای خشک شده اش رو بهم فشار داد ولی دیگه صدایی نداشتند


  خنده تلخی کرد و گفت : آره مادر جون ، 

  اینقدر به همه هیس نگید 

  بزار حرف بزنن 

  بزار زندگی کنن

  آره مادر هیس نگو ، باشه؟ خدا از هیس خوشش نمی یاد!

😂😘زهـــღـــرا 😊😍 ۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۲ ۹ ۴ ۱۱۵

نظرات (۹)

  • Maryam mariyana
    دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ , ۲۰:۱۲
    سلام
    چقدر غمگین ، عمه ی مادر من هم ۹ سالگی ازدواج کرده بود
    ولی یه سوأل پیش میاد : تعریف قدیمی ها از ظلم چی بوده ؟
  • ترنم تنهایی
    دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ , ۲۱:۵۴
    هوووووووووووووووووووووووووووم:(
  • samaneh rsl
    دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ , ۲۲:۰۹
    ازینـ حجمـ هیسـ یادِ فیلمِ هیس دخترهآ فریآد نمیزنند افتادم😅
    عاشقِ اینم بشینمـ و مامان بزرگمـ از قدیمآ بگه‍ 😍
    حسِ خوبیه‍ 🤗
  • همطاف یلنیـــز
    سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶ , ۱۶:۴۰
    سلام سلام
    به نظرم اگه مادربزرگهای ما عمرطولانی داشتند به خاطر همین زود ازدواج کردنشون بوده و البته اختلاف سنی حداقل ده سال به بالا با شوهرها. خوو پدربزرگها زود مردند و آنها هم یه عممممر برای خودشان زندگی کردند بدون آقا بالاسر ^_^
  • Gytha
    پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۳۸
    Je me parkerai probablement vers la gauche de brouwersdam (en regardant vers la mer) avec ma Combo rouge. Vous ne pourrez pas la rater, je vous le garanti !!uie8217;a&ll#drs une petite surprise sera distribuée à tout ceux qui me croisent A toute.
  • Marv
    پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۹۶ , ۱۶:۱۲
    Annuities as a whole are not bad. However anitnuiznig an anuinty is absolutely nuts. Some annuities now have what are called living benefits. These allow you to draw money and yet still have a death benefit for your heirs. After the market fall in 2000-2001 their were annuities out there that may only have a contract value of 75,000 and yet a death benefit of 500,000. These new living benefit annuities were put into place to protect against this happening. More details upon request.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

فرشـღـته ها
همیشه وجود دارند
ولی چون بال ندارن
بهشون میگن دختر
👼👼

دنبال کنندگان بیانی