تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
👼😍😘همه چیز در این وبلاگ😘😍👼


یک بار دزدکی باهم رفتیم سینما و من دوساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب‌هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود.
یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج کنیم؟»
گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض‌های آب و برق و تلفن و قسط‌های عقب‌ افتاده‌ی بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره‌نامه و اجاره‌نامه و اجاره‌نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه‌ی نان از کله‌ی سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب‌های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم!
و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جاروبرقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. 
هردومان یخ می‌زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می‌بینیم.
نمی‌توانیم ببینیم.
فرصت حرف زدن با هم را نداریم.
در سیاله‌ی زندگی دست و پا می‌زنیم، غرق می‌شویم و جز دلسوزی برای هم کاری از دستمان ساخته نیست.
عشق از یادمان می‌رود و گرسنگی جایش را می‌گیرد...

- مصطفی مستور -

 

😂😘زهـــღـــرا 😊😍 ۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۳:۰۶ ۴ ۱ ۶۷

نظرات (۴)

  • Behnam manu
    جمعه ۱۰ آذر ۹۶ , ۱۳:۱۰
    ((غرق می‌شویم و جز دلسوزی برای هم کاری از دستمان ساخته نیست.))
    عالییییی بود :)
  • mitra .mo
    جمعه ۱۰ آذر ۹۶ , ۱۳:۱۹
    زیبا بود
    ولی به نظرم وقتی دو نفر واقعا همدیگه رو دوست داشته باشن هیچی جلوی این علاقه شونو نمیگیره

    😊😊😊
  • barsam mohamadee
    جمعه ۱۰ آذر ۹۶ , ۱۴:۲۴

    خداوندا،
    تو میدانی ، که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است.
    چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

فرشـღـته ها
همیشه وجود دارند
ولی چون بال ندارن
بهشون میگن دختر
👼👼

دنبال کنندگان بیانی