تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
😍همه چیز در این وبلاگ😍


هر کسی صلوات میفرسه توی نظر های این بخش شروع کنه از عدد 1 ک اولین نفر صلوات خودشو فرستاده فقط عدد بزنید   ببینم چقدر صلوات جمع میشه یاعلی :)

اگه دوست دارید توی وبلاگاتون اینو پست ثابت کنید :)

 

اینم اولین صلوات :الهم صلی علی محمد وال محمد

ببینم نفر دوم کیه

 

فکر نکنم کار زیاد سختی باشه

 

 

یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ یا مَنْ یَجْعَلُ الشِّفاءَ فیما یَشاءُ مِنَ الاَْشْیاءِ

 


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۳ ۱۵ ۴ ۱۷۲

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۳ ۱۵ ۴ ۱۷۲


دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟

گفتم:ببخشید چی واقعا؟

گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر

به سر بیشتر از ما خوشتون میاد؟

گفتم:بله

گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها

خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن!!

ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری

یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید

گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن

کمه!

گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟
گفتم : آره تو راست میگی برای تعظیم مقابل

حجاب حضرت زهرا باید زانو زد... حقا که سر پایین انداختن کمه!





زهرا باقری ۹۶-۲-۲۵ ۱۷ ۲۹ ۱۹۴

زهرا باقری ۹۶-۲-۲۵ ۱۷ ۲۹ ۱۹۴


برا همشون دعا کنید:(

موضوع انشا : وقتی بزرگ شدید میخواید چه کاره شوید؟

کودک سرطانی : به نام خدا ، من بزرگ نخواهم شد ...

:(


زهرا باقری ۹۶-۲-۲۱ ۷ ۱۷ ۱۳۴

زهرا باقری ۹۶-۲-۲۱ ۷ ۱۷ ۱۳۴


 


نظرتون درباره وبلاگ من چیه ؟؟؟

 


در طول اینکه از وبلاگ دیدن میکنید این موسیقی  زیبارو هم گوش بدید😍😍

 


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱۷ ۹ ۲۴۹

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱۷ ۹ ۲۴۹


 دلم براتون تنگ میشه بچه هاااا

دوستون دارم بای


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۱ ۱۳ ۴ ۸۹

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۱ ۱۳ ۴ ۸۹


ی مدت نیستم ببخشید :(


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۱ ۳ ۲ ۳۳

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۱ ۳ ۲ ۳۳


«باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه»

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و شیرین

کوچه ها شد، کوی بن بست

در دل تو٬ آرزو هست؟

* * *

کودک خوشحال دیروز

غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد

آرزوها رفته بر باد

* * *

باز باران٬ باز باران

میخورد بر بام خانه

بی ترانه ٬ بی بهانه

شایدم٬ گم کرده خانه


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۷ ۲ ۶۳

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۷ ۲ ۶۳


مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای ز امروز ها ‚ دیروزها دیدگانم همچو دالانهای تار گونه هایم همچو مرمرهای سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد می خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد می آرم که در دستان من روزگاری شعله میزد خون شعر خاک میخواند مرا هر دم به خویش می رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند بعد من ناگه به یکسو می روند پرده های تیره دنیای من چشمهای ناشناسی می خزند روی کاغذها و دفترهای من در اتاق کوچکم پا می نهد بعد من، با یاد من بیگانه ای در بر آینه می ماند به جای تار مویی نقش دستی شانه ای می رهم از خویش و می مانم ز خویش هر چه بر جا مانده ویران می شود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان میشود می شتابند از پی هم بی شکیب روزها و هفته ها و ماهها چشم تو در انتظار نامه ای خیره میماند به چشم راهها لیک دیگر پیکر سرد مرا می فشارد خاک دامنگیر خاک بی تو دور از ضربه های قلب تو قلب من می پوسد آنجا زیر خاک بعد ها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار سنگ گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام و ننگ


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۱ ۱۸

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۱ ۱۸


قابل توجه آقایان عزیز
اگر تازگی های تصمیم به ازدواج گرفته اید
برای انگیزه بیشتر فواید ازدواج رو بخونید …
.
.
.
قبل از ازدواج:خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج:بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی:سحر خیز شدن
 
قبل از ازدواج:رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج:رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی:معتبر شدن
 
قبل از ازدواج:خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج:خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی:تقویت معده
 
قبل از ازدواج:استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج:کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی:ورزیده شدن
 
قبل از ازدواج:دید و بازدید از اماکن تفریحی
بعد از ازدواج:سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی:صله رحم
 
قبل از ازدواج:آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج:آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی:همدردی با مردها
 
قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جیبی از پاپا
بعد از ازدواج:دادن کل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی:مستقل شدن
 
قبل از ازدواج:ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج:ایستادن در صف شیر و گوشت
نتیجه اخلاقی:آموزش ایستادگی
 
قبل از ازدواج:رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج:در حسرت رفتن به پارک سر کوچه
نتیجه اخلاقی:امنیت کامل

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۲ ۰ ۴۱

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۲ ۰ ۴۱


خانم ها :
قبل از ازدواج وزن ایده‌آل با چهره‌ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی. نتیجه‌گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت

قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت. نتیجه‌‌گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسکی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس. نتیجه‌گیری اخلاقی: پر شدن اوقات‌فراغت

قبل از ازدواج نوشتن کتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. نتیجه‌گیری اخلاقی: شهرت بادآورده

قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه. نتیجه‌گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت

قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارک سر کوچه.‌ نتیجه‌گیری اخلاقی: در امنیت کامل به سر بردن

آقایان :
قبل از ازدواج خوابیدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بیدار شدن زودتر از خورشید. نتیجه‌گیری اخلاقی: سحرخیز شدن

قبل از ازدواج رفتن به سفر بی‌‌اجازه، بعد از ازدواج رفتن به حیاط بااجازه. نتیجه‌گیری اخلاقی: کسب اعتبار

قبل از ازدواج خوردن بهترین غذاها بی‌‌‌‌منت، بعد از ازدواج خوردن غذاهای سوخته با منت. نتیجه‌گیری اخلاقی: تقویت‌ معده

قبل از ازدواج استراحت مطلق بی‌‌جر و بحث، بعد از ازدواج کار کردن در شرایط سخت. نتیجه‌گیری اخلاقی: ورزیده شدن

قبل از ازدواج آموزش گیتار و سنتور و… بعد از ازدواج آموزش بچه‌داری و شستن ظرف. نتیجه‌گیری اخلاقی: همدردی با خانم‌ها

قبل از ازدواج گرفتن پول تو جیبی از پاپا، بعد از ازدواج دادن کل حقوق به خانم. نتیجه‌گیری اخلاقی: مستقل شدن


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۲ ۳۳

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۲ ۳۳


لطفا جوگیر نشوید (این مطلب فقط جنبه طنز دارد)
 
* توی جمعی که یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش کنید.

* توی جمع دانشجویی هنگام عکس گرفتن پسرا رو از کادرخارج کنید.

* توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمک بریزید.

* اگه یه پسر با موهای ژل زده از کنار خونه شما عبور کرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید.

* قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میکروفون رو قطع کنید.

* در جلوی پسری که سرش خلوته از کاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف کنید.

* شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز کنید ، سپس بگین که میل ندارین.

* اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه کنید و بگین عجله کن قرارات دیر شده !

* به یه پسری که موهاش رو مدل جدید درست کرده اشاره کنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل کردن ؟

* به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یکیه !

* اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین.

* تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر کنید.

* اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.

* اگه سر کلاس یه پسری اصرار داشتکه امتحان کنسل بشه شما مصر باشین که امتحان برگزار بشه.


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۰ ۳۰

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۰ ۳۰


بله گفتن انواع عروس وای وای وای

 

عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

 

 

 

عروس لوس: بع……….له…

 

 

 

 
 

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،…، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، … ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، … ، … (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن … !)

 

 

 

 

 
 


عروس خارج رفته:

با پرمیشن گریت ترهای فمیلی … اُ یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه)
عروس خجالتی: اوهوم (قابل توجه بعضیا)
 
 


عروس پاچه ورمالیده:

به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره…. ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)
 
 

عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم

 

 

 
 

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، …، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، … ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و … آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش … ( تو که مادر منو **** این ستاره ها یه حرف بدی بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کردیم)

 

 

 
 

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام … (با عرض تشکر از داش اسی عزیز)

 
 

 

 
 
 

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین … اعوذ با… منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم …. الی آخر …. ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر میسوزه که احتمالا توی حجله عروس خانوم یه دور براش مفاتیح رو ختم میکنه تا بعد … استغفر ا…)

 
 

 

 
 
 

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله … چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! … یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین … (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن … فقط باید زد تو سرشونبهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه و نمیخوای نخواه…


زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۱ ۰ ۲۲

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۱ ۰ ۲۲


 خصوصیت پسرها:

1. خوشگل تر از خودشون نمی تونن ببینن.
2. هر روزی که باهاشون آشنا شی 3 روز بعد به طور اتفاقی تولدشونه.
3. دوست ندارن دم ویترینای مغازه ها وایسن که دوست دخترشون از چیزی خوشش بیاد مجبور شن پولاشونو خرج کنن.
4.روز تولد دوست دختراشون یا مسافرتن یا ماموریت.
5. هر وقت دیر می کنن به جون مامانشون تو ترافیک بودن.
6. اگه راجع به سربازی یا دانشگاه ازشون بپرسی تب می کنن.

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۳ ۰ ۳۸

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۳ ۰ ۳۸


مرد در حالى که داشت روزنامه می‌خواند رو به زنش کرد و گفت: در روزنامه نوشته بررسیهایى که به عمل آمده نشان می‌دهد زنها روزانه 30000 کلمه حرف می‌زنند در حالى که این میزان در مورد مردها فقط 15000 کلمه است.
زن گفت: علتش این است که ما باید هر چیز را دوبار تکرار کنیم تا مردها بفهمند.
مرد گفت: چی؟!!

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۲ ۲ ۲۵

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۲ ۲ ۲۵


 

گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگم… بوس بوس گفتگوی بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن
گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر گفتگوی بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن
 
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها:
واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد گفتگوی بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن
پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این حمید خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامهگفتگوی بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۱ ۱ ۲۲

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۱ ۱ ۲۲


شنبه:

همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.
هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:‍« ببخشید» من که می دونستم
منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد.
آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم

یکشنبه:

امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود
و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:« ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین.
من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.» مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.
راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم

دوشنبه:

 امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.
بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود.
حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.
راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم

 سه شنبه:

 امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
فقط یکی از من پرسید:« آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.» من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:« ای بابا بدبخت منظوری نداشته. »
ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم
هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه:

 امروز وقتب که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه
ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:« ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟»
من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته
و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.
تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه

پنج شنبه:

یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.
من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.

جمعه:

 امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم.
عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که … مادرم یهو از خواب بیدارم
کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:
«ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟» من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.

شنبه:

 امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت:
« نمیخواد دانشگاهبری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.»… وقتی به آزمایشگاه رسیدم
از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: «آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.»
من که می دونستم منظورش چیه …. حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده…

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۱ ۲۱

زهرا باقری ۹۶-۳-۳۰ ۰ ۱ ۲۱


اگه سعید مرده سعیده زنه

اگه فرید مرده فریده زنه

اگه فیروز مزده فیروزه زنه

از همه مهمتر وقتی ضعیفه زنه پس ضعیف مرده دیگه


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۶ ۲ ۵۶

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۶ ۲ ۵۶


زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.

یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم
میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت
توی آب و جان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخری رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت اما
داماد از جایش تکان نخورد او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از
دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟

همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود
که روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۱ ۰ ۳۲

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۱ ۰ ۳۲


دخترها

توی ماهیتابه روغن میریزن

اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

پسرها

توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن

توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن
دنبال کبریت میگردن
با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
نمکدون رو پر از نمک میکنن
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک
دنبال ظرفهای مسی میگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
چند تا فحش میدن و بلند میشن
نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۲ ۱ ۲۴

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۲ ۱ ۲۴


 خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی،

ندادی،

دادی پس گرفتی،

ندادی بعداً دادی،

ندادی بعداً می خوای بدی،

دادی بعداً می خوای پس بگیری،

داده بودی و پس گرفته بودی،

اگه بدی پس می گیری،

پس گرفتی دادی،

پس گرفتی بعداً می خوای بدی،

اگه می دادی پس می گرفتی،

نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی،

خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همش شکر !!! 


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۲ ۱ ۲۷

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۲ ۱ ۲۷


فقط خانم ها بخونند…

چرا خدا مردها را آفرید؟

1. هدف خاصی نبود

2. گِل اضافه مونده بود

3. نسخه آزمایشی بود

4. اصلا کار خدا نبود

چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟

1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند

2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم

3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد

4. حالا چه عجله ایه؟

اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

1. چیز خاصی نمی آفرید

2. پیراشکی

3. خروس دریایی

4. فضای خالی

اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

1. مگه قراره اتفاقی بیافته

2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره

3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر

چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

2. هر وقت مامانشون بگه

3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند

4. یک روز از همین روزا !

مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟

1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند

2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)

3. بستگی تام و تمام به میزان تستسترون دارد.

4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.

مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1. هر شب

2. هر وقت که خدا بخواد

3. هر وقت تستسترون بگه

4. سیکل خاصی ندارند

مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!

2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!

3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!

4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!!

وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟

1. چیزی نمی گن چون وقت عمله

2. وقت نمی کنن چیزی بگن

3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه

4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن

مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟

1. با دست

2. با تور

3. با چنگول

4. با زبون

معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟

1. هر که پیش آمد خوش آمد

2. به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه

3. ده بیست سی چهل

4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد

چند بار گفتید واقعاً،واقعاً !! خیلی به مردها خندیدید!

پس نتیجه اینکه: خدا مردها را آفرید که گاهی خانمها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند !
شما جدی نگیر جهت مزاح گفتن…


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۱ ۰ ۲۷

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۱ ۰ ۲۷


من ی پرندم.... ���� 


آرزو دارم.... ���� 

.

.

.

.

.

 .  
 
.

.
ای واااااااااااای.....���� 


پیشی منو خولدددددددد.���� 


حیف شد.. ���� 


میخواستم بگم کدومتون یارم باشیدا.. ��������


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۳ ۰ ۳۱

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۳ ۰ ۳۱


 بچه ها ب این وبلاگمم سر بزنید مطالبش راجب دابل اسه

ss501


زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۰ ۰ ۲۸

زهرا باقری ۹۶-۳-۲۹ ۰ ۰ ۲۸


یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق
تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!
.
.
.
یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …
راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!
منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم …
.

۱ ۲ ۳ ... ۲۲ ۲۳ ۲۴

فرشته ها همیشه وجود دارن:)
اما بعضی وقتا چون بال ندارن
بهشون میگن دختر💝💝

دنبال کنندگان بیانی