تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
همه چیز در این وبلاگ


نظرتون درباره وبلاگ من چیه ؟؟؟


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۲ ۳ ۲۴

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۲ ۳ ۲۴


سلام دوست جونیای من دوست دارید یه کار خوب کنید؟


از اینکه نسبت به اطرافیانم و واقعیت هایی که تو زندگیای خیلیا ممکن اتفاق بیفته احساس تنفر به خودم پیدا می کردم همیشه دغدغه کمک به دیگرانو داشتم ، من که آدم خوبی نبودم یه روز یکی از دوستام بهم گفت بیا یه کار توپ کن بلکه از این حال و هوا بیرون بیای گفتم چه کاری گفت : تو که انقدر دغدغه مردم و خانواده ها و کودکان و داری کارت اهدای عضو بگیر شاید تونستی با رفتنت زندگی هایی رو نجات بدی و من ثبت نام کردم و از اون روز به بعد نگاهم به زندگیم تغییر کرد
اگر دنبال تغییر هستید

کلیک کنید♥♥

نمیخوام مجبورتون کنم اما اگه دوس داشتید پر کنید نظر من اینه که ممکنه برای همه اتفاقی بیفته که باعث بشه بدن سالممون زیر خاک بره بهتر نیست یه کاری کنیم که بقیه سود ببرن هم خودمونو خدا رو خوشحال کنید.

یه پیشنهاد دیگه هم براتون دارم اگه شماهم یه همچین پستیو تو وبلاگاتون بزارید ممنونتون میشم



زهرا باقری ۹۶-۱-۲۷ ۶ ۱۳ ۹۹

زهرا باقری ۹۶-۱-۲۷ ۶ ۱۳ ۹۹


اسامیه کسانی که برای ختم قرآن ثبت نام کردن:)

 

با سلام

 

افتخار این را داریم که برای ماه مبارک رمضان ختم قرآن و ختم صلوات با نیت های مشخص برگزار کنیم

 

ختم قرآن به صورت انتخاب یک سوره و در صورت تمایل چند سوره توسط خود شما و اعلام آن به نیت آمرزش گناهان و دوری از گناهان در طول ماه مبارک رمضان

 

ختم صلوات در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان به نفع شفای کودکان سرطانی

 

ختم صلوات در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به نفع زوج هایی که تاکنون صاحب فرزند نشدند

 

در صورت تمایل به شرکت در ختم صلوات تعداد صلوات مشخص شده توسط خود شما برای هر دونیت می باشد

 

لطفآ نام و تعداد صلوات ها را فراموش نکنید

 

در صورت استقبال شما عزیزان از طرح ها گروه های دیگری تشکیل خواهیم داد



اگه دوست دارید شماهم توی این کار قشنگ شرکت کنید اسمتونو بگید و بگید چ سوره هایی رو میخواید:)تا اسم شماهم مانند عزیزانی که ثبت نام کردند ثبت شود:)

1: بانو مریم (سورة النازعات)

2: جناب دچار ( سورة السجدة )

3: بانو بنت شهر آشوب ( سورة الأنفال -سورة التوبة )

4: بانو زهرا ( سورة الرحمن )

5: بانو زینت ( سورة یس )

6: بانو فاطمه ( سورة یونس - سورة هود  - سورة یوسف )

7: بانو مادر زهرا ( سورة البقرة)

8 : بانو ویرا ( سورة نور - سورة نساء)

9: جناب علیرضا ( سورة النبأ )

10: جناب محمد جواد ( سورة آل عمران )

11: بانو ماه گیسو ( سوره های لیل تا ناس )

12 :جناب محمدرضا (سورة الأنعام - الأعراف )

13 : بانو حوا ( سورة الأنسان )

14: بانو آرزو ( سوره طه - سوره لقمان - سوره عنکبوت )

15: جناب نای دل (سوره شوری - سوره زخرف - سوره جاثیه - سوره احقاف - سوره محمد (ص)

16 : بانو فاطیما ( سوره شمس)

17: بانو پدیده ( سوره قدر - سوره واقعه - سوره ق - سوره مومنون - سوره علق )

18: بانو مریم ( سوره های عبس ، التکویر ، الانفطار ، المطففین - الانشقاق - البروج - الاعلی - الغاشیه - الفجر - البلد )



منبع:کلیک کنیدhttp://doshize.blog.ir

 


زهرا باقری ۹۵-۱۲-۲۹ ۱ ۷ ۴۲

زهرا باقری ۹۵-۱۲-۲۹ ۱ ۷ ۴۲




اینو ببینید :)))))







زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۹ ۵ ۴۳

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۹ ۵ ۴۳


 

English

In spring last year we were all gone for pilgrimageWhile back, pretty and kind girl who was with us.My heart was begging me to:"Go, tell her I love her ..... whatever wants to be, be! and what wants to say, say!"I told my secret heart, and I heard this in response:"Boy! how you're ignorant! you come for pilgrimage or to ogle?"
Arabic
فی ربیع العام الماضی کنا قد ذهبوا جمیعا للحجحین یعود، وفتاة جمیلة النوع الذی کان معنا.کان قلبی التسول لی :"اذهب، وقل لها أحبک..... لها أیا کان یرید أن یکون، یکون! وماذا یرید أن یقول، ویقول"!قلت لقلبی سرا، وأنا سمعت هذا فی الرد :"بوی! کیف أنت جاهل! جئت للحج أو للغمز؟"
German
Im Frühjahr letzten Jahres waren wir alle für Wallfahrt gegangenWährend zurück, hübsch und freundlich Mädchen, das war mit uns.Mein Herz war mir zu betteln:"Geh, sag ihr, ich liebe sie ..... was auch immer sein werden! Und was sagen will, sagen will!"Ich erzählte meine geheime Herz, und ich hörte als Antwort:"Junge! Wie Sie unwissend bist Du gekommen, Pilgerfahrt oder liebäugeln?"
French
Au printemps l'année dernière nous étions tous partis pour le pèlerinageBien que le dos, jolie et gentille fille qui était avec nous.Mon cœur était pour me supplier de:«Allez, lui dire que je l'aime ..... tout ce veut être, l'être! Et ce qui veut dire, mot à dire!"J'ai dit à mon cœur secret, et j'ai entendu cela à la suite:«Boy! Comment vous êtes ignorants! Vous venez de pèlerinage ou à lorgner?"
Italian
Nella primavera dello scorso anno eravamo andati tutti al pellegrinaggioTempo fa, bella e gentile ragazza che era con noi.Il mio cuore era pregandomi di:"Va ', dille che io amo lei ..... qualunque cosa vuole essere, essere! E che cosa vuole dire, dire!"Ho detto al mio cuore segreto, e ho sentito questo in risposta:"Ragazzo! Come sei ignorante! venite per pellegrinaggi o ad occhieggiare?"
Korean
모든 순례에 대한 봄에는 작년에 우리가 있었을 사라수개월 전에, 예쁘고 친절한 소녀 누가 우리와 함께했다. 마음이 위해 구걸했다 :"말해, 가서 그녀를 뭐든간에 있어야 ! 그리고 무슨 말을,하고 싶은 말은 싶은 그녀 ..... 사랑해!" 비밀 마음을 얘기, 그리고 대한 응답으로이 말씀을 듣고 :"이봐! 당신은 무식한 방법이야!거나 순례 추파를 던지다가?"
Spanish
En la primavera del año pasado estábamos todo se ha ido de peregrinaciónTiempo atrás, muy amable y una niña que estaba con nosotros.Mi corazón me pedía:"Ve, dile que la amo ..... lo que quiere ser, ser! ¿Y qué quiere decir, por ejemplo!"Le dije a mi corazón secreto, y oí esto en la respuesta:"Muchacho! ¿Cómo estás ignorantes! Usted viene de peregrinación o comerse con los ojos de?"
Russian
Весной прошлого года мы все пошли на паломничествоНекоторое время назад, довольно и вид девушка, которая была с нами.Мое сердце было просил меня:"Пойди, скажи ей, что я ее люблю ..... все хотят быть, то быть! А что хочет сказать, говорю!"Я сказал мою тайну сердца, и я услышал это в ответ:"Мальчик! Как вы невежественны! Вы приходите на паломничество или строить глазки?"
Chinesse
在去年春天,我们都去朝圣前阵子,漂亮,善良的女孩谁是我们的。我的心哀求我:去,告诉她我爱她想要什么.....是,是!想说什么,说!我告诉我的秘密的心,我听到的反应是:小子!你如何无知!你是来朝圣或抛媚眼?
و بالاخره ایرانی:

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت...... برگشتنی یه دختر خوشگل و با محبت..... همسفر ما شده بود همراهمون میومد.... . به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت..... میگفت بروووو..... بهش بگوووووو..... دوستت دارم.....خیلی زیاد..... هرچی میخواد بشه بشه.....هرچی میخواد بگه،بگه..... راز دلم رو گفتم..... اینو جواب شنفتم .….تو زواری!پسر!چقدر نادونی! اومدی زیارت یا که چشم چرونی؟


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۰ ۱۳

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۰ ۱۳



یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده
باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات
داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من
بخونم
!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من
وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست

پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش

مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری

دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه

و ...

بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد

تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر

مژی کوبید و گفت :

منو چی فرض کردی؟

اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟

و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد

 

 

 



زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۳ ۰ ۱۶

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۳ ۰ ۱۶


ضد حال یعنی اینکه دستتو بکنی تو دماغت و در بیاری ببری زیر میز دستت بخوره به محتویات دیروزی!!


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۳ ۱۲

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۳ ۱۲


۱- این دستماله که مامان داره باهاش پنجره رو تمیز می کنه چقدر شبیه شلوار منه!
۲- هر دفعه که سوار مترو می شم می فهمم که چرا وقتی بچه بودیم صندلی بازی می کردیم.
۳- دیشب توی پارک بودم. یه پسر بچه حدود ۱۰ ساله داشت با سرعت ۱۰۰ تا می دوید سمت دستشویی، باباش هم پشت سرش می دوید. یهو زد پس گردن پسره گفت بذار من برم پسر، تورو می گن بچه س!
اصن پدر به این دلسوزی ندیده بودم.
۴- ملت می رن آتلیه عکس می گیرن نیم کیلو فتوشاپ رو صورتشون خالی می کنن
بعد وقتی می ری از نزدیک می بینی شون قصر رویاهات تبدیل می شه به یه همکف ۴۰ متری!
۵- واقعا شانس آوردیم همه بیماری ها رو خارجی ها کشف می کنن و اسم خودشونو می ذارن روش.
وگرنه مثلا به جای پارکینسون باید می گفتیم مرض کامبیز یا درد آقا مهران و برادران!
۶- من هر وقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم. یه بار سه ایستگاه دویدم!
۷- شاید برای شما هم اتفاق بیفته …
ما دیشب تو پرایدمون پسته خوردیم
۸- داداشم داشت چیپس می خورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه نوشته کچاپ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگه تند نبود!
فِک کنم یه مشکل سخت افزاری داره داداشم
۹- شعار جدید خواستگاری این روزها:
یک دستگاه پراید آوردیم، دخترتونو بردیم
۱۰- دوتا دختر یکی خیلی زیبا ویکی خیلی زشت می رن تو یه شرکت واسه مصاحبه که اونجا یکی شون استخدام بشه.
مدیر شرکت یه نگاه بهشون می ندازه و می گه ظاهر اصلا برای من مهم نیست مهم فرهنگ و علم شماست.
از زیبا می پرسه که جمعیت ایران چند نفره؟ می گه هفتاد میلیون. مدیر میگه آفرین درست جواب دادی.
رو می کنه به زشته می پرسه خوب این هفتاد میلیون رو یکی یکی نام ببر!
۱۱- دماغمو عمل کردم، آوردنم خونه. بابام هی میاد تو اتاقم می گه حیف نبود اون گرز دزد ترسون منو دادی رفت؟!
۱۲- بَ رَ بَ بَ
همون برو بابای خودمونه!
اینو در پاره ای از مواقع با دهنی کج، واسه تضعیف روحیه طرف به کار می برن
۱۳- جاتون خالی یه شب رفتم یه کبابی، تابلو بزرگ زده بود:
«۱۰۰ درصد گوسفندی»
بعد از خوردن کباب فهمیدم منظورش به من بوده که ۱۰۰ درصد گوسفند بودم که رفتم اونجا!
۱۴- ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بِزَنتت، نام برده الان روی شن های سواحل آنتالیا داره آفتاب می گیره.
فک کنم سوتفاهم شده
بقیش ادامه مطلب


ابتدا میوه ی مورد علاقتون رو انتخاب کنین

بعد برین ادامه مطلب نتیجه رو بخونین:

.

1-موز

2-سیب
3-پرتقال
4-توت فرنگی
5-آلبالو
6-گیلاس
7-آناناس
8-آلوچه
9-زرد آلو
10-انار
.

دختر: سلام خواهش میکنم! Asl pls ؟

 

پسر: تهران/وحید/26 و شما؟

 

دختر: تهران/نازنین/22

 

پسر: چه اسم قشنگی! اسم مادربزرگه منم نازنینه!

 

دختر: مرسی! شما مجردین؟

 

پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردین؟

 

دختر: نه منم مجردم! راستی تحصیلاتتون چیه؟

 

پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT دارم!!! شما چی؟

 

دختر: من فارق التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سرین فرانسه هستم.!!!

 

پسر: WOW چه عالی! واقعا از آشناییتون خوشبختم.!

 

دختر: مرسی منم همینطور!  راستی شما کجای تهران هستین؟

 

پسر: من بچه تجریشم! شما چی؟

 

دختر: ما هم خونمون اونجاس! شما کجای تجریش میشینید؟

 

پسر: خیابون دربند! شما چی؟

 

دختر: خیابون دربند!؟ کجای خیابون دربند؟

 

پسر: خیابون دربند ، خیابون........کوچه..........پلاک......... ، شما چی؟

 

دختر: اسم فامیلیه شما چیه؟

 

پسر: من؟ حسینی! چطور!؟

دختر: چی؟ وحید تویی؟ خجالت نمیکشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت میخوای بری قسطای عقب مونده ی خونه رو بدی! مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

 

پسر: عمه مولوک شمایین!؟ چرا از اول نگفتین؟ راستش! راستش!

 

دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده..... ، آخه می دونین............

 

دختر: راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟ میدونم به فریده چی بگم!

 

پسر: عمه جان! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین! اگه بفهمه پوستمو میکنه! عوضش منم به عمو فریبز چیزی نمیگم

 

دختر: اوووووووم خب ، باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا !

 

پسر: باشه عمه مولوک بای.......!!!


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۲ ۰ ۱۴

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۲ ۰ ۱۴


مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

 مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت .

وهمین جور ادامه پیدا میکنه خخخخ



زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۰ ۱۰

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۱ ۰ ۱۰



کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مسخره را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم .
روباه گفت : ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم .
کلاغ گفت : باز که شروع کردی ! اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن ، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند .
روباه دهانش را باز باز کرد .
کلاغ گفت : بهتر است چشمت را ببندی که نفهمی تکۀ بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.
روباه گفت : بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .
خلاصه . بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد .
روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد : بی شعور ، این چی بود !
کلاغ گفت : کسی که تغاوت صدای خوب و بد را نمی داند ، تغاوت پنیر و فضله را هم نمی داند .



عشق به ...


از همون لحظه اول که با پدر و مادرم وارد سالن مهمانی شدم چشمم بهش افتاد و شور هیجانی توی دلم به پا کرد. طول سالن را طی کردم و روی یک صندلی نشسته دوباره نگاهش کردم درست روبروی من بود این بار یک چشمک بهش زدم و لبخند زدم و یواشکی به اطرافم نگاه کردم تا کسی منو ندیده باشد کسی متوجه من نبود. خودم را بی تفاوت مشغول حرف زدن کردم ولی چند لحظه بعد بی اختیار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه کردم چه جذاب و زیبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمک زد بیشتر هیجان زده شدم. به خودم گفتم که از فکرش بیایم بیرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف های بقیه بودم ولی حواسم به آن طرف سالن بود. می خواستم برم پیشش ولی خجالت می کشیدم جلوى والدین و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پیشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررویی! توی دوراهی عجیبی مانده بودم. دیگه طاقتم تمام شده بود. دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه کردم وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز کردم؟ برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم، به به! عجب شیرینی خامه ای خوشمزه ای بود! :D


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۰ ۰ ۸

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۴ ۰ ۰ ۸


هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند. 

برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت) 
4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نیست.
6. زن من کلفَت من نیست.

واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من دیگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گویم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت) 
4. من دیگر سر پا ادرار نمی کنم. من پیشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرین عملی همراه با نوار وی دیو 100 ساعت)
5. من دیگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گیرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثیف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها. 
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن،به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها. 

واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با دیگر لباسها ( تمرین عملی)
2. تمیز کردن خانه... فعالیتی مطلوب و دلپذیر.
3. فراموش نکردن بیرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسیله ای برای تمیز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنید.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگیری.
6. جمع کردن خرابکار یها بعد از انجام تعمیرات در خانه.
7. بیاموزیم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلویزیون ; ، + ایستادن کنار اجاق گاز; نیست.

واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسایل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه 
OFF: خاموش کردن دستگاه 

سطح 2 ( پیشرفته): درست کردن اولین سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرین عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانید.)

سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری. 

سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون این که نصف آن در نلبکی بریزد


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۹ ۴ ۵۸

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۹ ۴ ۵۸



 آموزش حاضر جوابی تیکه متلک و ضایع کردن 

وقتی یه نفر داره در مورد مسائل مذهبی و سیایت حرف های چرت و پرت میزنه بهش بگید : تو با این حرفات منو به ارش رسوندی.

وقتی یکه نفر خیلی حرفای بیخودی میزنه بهش بگید: آره آره (خیلی جواب میده. طرف لال میشه)

وقتی یه نفر در مورد سر درد یا چیز دیگه ای از خودش تعریف میکنه بهش بگید: آره یه نفر دیگه هم همینطور بود. برق گرفتش مرد.

وقتی تو خیابون یه دختر بهتون تیکه انداخت بهش بگید. شما با رجب علی خیاط نسبتی دارید ؟

وقتی یه دختر بهتون لنگ پا داد با سرعت برید تو صورتش و با تمام جدیت چند ثانیه نگاهش کنید و بعد بزنید زیر خنده 

وقتی دوست دخترتون ساعت 12 شب اس ام اس داد و گفت میخواد خود کشی کنه بهش بگید : به مامانت بگو حلوا با زعفرون درست کنه من دوست دارم.


اگه دوست دخترتون گفت اگه الان پیشم بودی چی کار میکردی بگید : میخوابیدم.

در مواقعی که دختر همسایتون براتون عشوه شتری میاد یه کارت ویزیته سالم از جیبتون در بیارید جوری که طرف ببینه بندازینش تو جوب. ( بعد چند دقیقه دختر همسایه رو میبینید که تو جوب دنباله کارت میگرده)

در مواقعی که تو خیابون یه دختر چپ چپ نگاهتون میکنه و با حرکات موزون صورتش بهتون میگه که بیا تو کوچه برید و آدرس قصابی محله رو ازش بگیرید. 

 

 

- “شکلات مغز داره تو نداری.”
- اگه بطری دادن بهتون نتونستین بازش کنید وبعدی بازش کرد با آرامش بگید:”من خستش کرده بودم”
- دوست داشتی یه دست و یه پا نداشتی پشت موی منو داشتی؟
- تکی به خدا—– (کمی مکث که طرف فکر کنه واقعا کسیه)—– جفت بودی میبستمت به گاری
- میخای دست پیشو بگیری که بعدش پای پیشو بگیری؟
- میگن سر بیگناه بالای دار میره پائین نمی یاد.
- خیلی گستاخ شدی (بسیار کارسازه)
- گوشی رو بردار سرورت پشت خطه.
- فلانی هنوز وجود خارجیش به اثبات نرسیده.
یکی داره تو جمع واستون یه چیزیو تعریف میکنه یهو بعد اینکه به وسط حرفاش رسید بلند بگییییید اااه چه قدر حرف میزنی؟یا چی میگیتو؟منکه نمفهمم
موقعیت :: توی خیابون دارین راه میرین … بعد از دهها متر اون طورفتر ، یک پسره Hiz !! داره میاد و از همون فاصله هم زل زده به شما و داره سرتاپاتون زا برانداز میکنه !وقتی بهش رسیدین ، با عصبانیت بگین :: ” شناختی ؟!! “
کسی اظهار نظر کرد … میگم یکی تو فلان بودی و یکی فلانی
یکی تیکه انداخته نمیدونی چی بش بگی
بابا تیکه موش بخورتت با این تیکت مردم از خنده
نقل قول : به دختر گفتم خانم پا نمیدی !!؟واس رزمنده میخوام …مرده بود از خنده !!!
قیافت شبی پشگله
برو هر وقت قهوه ای مد شد بیا
*********
تو دیگه حرف نزن بزغاله ی نو پا
************
یکی که خیلی داره حرف میزنه بپرسین کلاس چندی عمو جون؟
*************
وقتی یکی از خودش تعریف می کنه بهش بگید:
آفرین، 100 امتیاز
((در مواقع خاص می تونید بگید : رفتی مرحله بعد ، سیو کن))
وقتی یارو خیلی وراجی میکنه با خونسردی بگو : یکی اینو از برق بکشه حال ندارم
شما سریعا بهش بگین نخند که کرم دندونات سرما میخورن
موقعیت : دوستت شوخی میکنه هیشکی نمیخنده !!!
سریعا شما لپشو بگیرید بهش بگید موش بخورتت با این شوخیت ترکیدم از خنده
موقعیت : دوستت شوخی میکنه هیشکی نمیخنده !!!
بهش بخند بگو افرین جو رو تحت تاثیر قرار دادی!!!
اگه یکی بهتون گفت چه خبر ؟ درجوابش می گین 1-برف اومده تاکمر 2- بگین دسته تبر
*******************
اگه یکی یه حرف چرتی زد میتونید بگید .موش بخورت اون هم موش کور که نفهمه چه ککه ای میخورهابله

 


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۰ ۳۰

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۰ ۳۰


     اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید

 

ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

....

تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!


توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه


*چندتا توصیه به پسرهای ایرونی:

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!


ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!


ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!


ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!


ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!

 


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۴ ۱ ۳۳

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۴ ۱ ۳۳


 *توی جمعی که یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش کنید.

*توی جمع دانشجویی هنگام عکس گرفتن پسرا رو از کادرخارج کنید.

*توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمک بریزید.

*اگه یه پسر با موهای ژل زده از کنار خونه شما عبور کرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید.

*قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میکروفون رو قطع کنید.

*در جلوی پسری که سرش خلوته از کاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف کنید.

*شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز کنید ، سپس بگین که میل ندارین.

*اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه کنید و بگین عجله کن قرارات دیر شده !

*به یه پسری که موهاش رو مدل جدید درست کرده اشاره کنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل کردن ؟

*به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یکیه !

*اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین.

*تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر کنید.

*اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.

*اگه سر کلاس یه پسری اصرار داشتکه امتحان کنسل بشه شما مصر باشین که امتحان برگزار بشه.


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۲۳

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۲۳


کی گفته روز پسر نداریم؟؟؟؟؟؟؟:)

پس روز 12 اذر روز معلولین ذهنی چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داداشای گلم این فقط یه شوخیه ب دل نگیریدا؟


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۵ ۱ ۴۵

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۵ ۱ ۴۵


شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم :

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ !!!

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست


آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم می خواهد،

قدر این خاطره را ، دریابیم


زنده یاد سهراب سپهری


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۰ ۲۸

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۰ ۲۸


72 جمله های زیبا در مورد آرامش

قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند ” جبران خلیل جبران “

رشد نیلوفر در مرداب
اثبات این نکته است …
میتوان در بدترین شرایط بهترین بود.

کبوتر نباش که در دلِ آسمان پرواز کنی؛
آسمان باش تا کبوتری در دلت پرواز کند …

از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی ” دیپاک چوپرا “

تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است ” داستایوفسکی “

73 جمله های زیبا در مورد آرامش

به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی . زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی” پاول ویلسون “

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . .

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش
خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید
دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که
اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد . . .

70 جمله های زیبا در مورد آرامش

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد” جبران خلیل جبران “

اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد ” ارد بزرگ “

آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است ” فردریش نیچه “

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک” جبران خلیل جبران “

می گویند رسیدن به آرامش هدف است باید گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آیا کوهنورد همیشه بر آن خواهد ماند ؟ بیشتر زمان زندگی او در پایه و دامنه کوه می گذرد به امید رسیدن به آرامشی اندک و دوباره نهیب دل و دلدادگی به فرازی دیگر” ارد بزرگ “


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۱۹

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۱۹


فرشتگان از خدا پرسیدند :

خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟

خدا گفت :

غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من

تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمی افتد …

"بیایید وقتی هم که شادیم خدا رو یاد کنیم"

 

 

 

انسان های خوب

همچو انعکاس ماه در زلال برکه اند

لمس شدنی نیستند ولی زیبایی بخش ظلمت شب هستند ...

 

 

 

احسان هنری نیست به امید تلافی

نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید

"صائب تبریزی"

 

 

 

 

هر داشتی را به نداشته هایت نفروش

گاه اگر نداشته هایت را به دست آوری

حسرت داشته هایت را می خوری که ارزان فروختی ...

 

 

 

 

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه

بیشتر از همه تنهاست،

اون رو تنها نذارید. بهتون نیاز داره

ولی هیچ وقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره…!!

 

 

 

 

زندگی مملو از لطافتهای خداوند است

بی گمان اگر گهگاه لمسشان نمی کنیم

وفور آنها در پیرامون و یکنواختی دید ماست

کاش با هر پلک زدن دید بهتری نسبت به اطراف پیدا کنیم…

 

 

 

هرگز شادی آدمها را از میزان خنده هایشان نسنجید

هرگز تنهایی آدمها را از تعداد دوستانشان قضاوت نکنید

هرگز تحمل آدمها را از میزان ایستادگی شان تخمین نزنید ...

 

 

 

همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست

و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود ...

 

 

 

در زندگی خانوادگی، شوم ترین کلمات این دو هستند:

" مال من " ، " مال تو "

 

 

 

شاید شما روز سختی را گذراندید

اما به یاد داشته باشید کس دیگری روز بسیــــــــــــــار سخت تری داشته

شکرگزار داشته هایتان باشید …

 

 

 

 

تبسم را نه میتوانیم بخریم نه میتوانیم قرض کنیم

"فقط میتوانیم هدیه دهیم"

 

 

مرهم بودن،

چراغی است که پیش از همه خانه خود شخص را روشن می کند.

حرارتی است که پیش از دستِ گیرنده،

دست دهنده را گرم می کند و آواز شیرینی است که

ابتدا دل خود شخص را آکنده از شادی می کند.

وقتی بتوانی یک آرام بخش حرفه ای شوی،خودت تسکین می یابی.

وقتی بدانی چگونه تسلای درد باشی،

از دردت نوعی ابزار قدرت می سازی و نیرومند میشوی.

وقتی تسلای درد بودن را بلد باشی،

خدا را یافته ای و هرگز تنها نخواهی بود …

 

 

 

بدن انسان می تونه تا واحد درد رو تحمل کنه.

اما زمان تولد، یک زن تا واحد درد رو احساس می کنه

این معادل شکسته شدن همزمان استخوانه!

مادرتون رو دوست داشته باشید …

 

 

 


زندگی خوب در دو جمله خلاصه میشود:

لذت بردن از روزهای خوب

صبر کردن در روزهای بد …

 

 

 

 

 

از همه فرصتهایی که در زندگی بدست می آورید استفاده کنید

چون بعضی چیزها فقط یک بار اتفاق می افتند ...

 

 

 

روزی متوجه خواهید شد که مادیات مفهومی ندارند ،

آنچه که اهمیت دارد سلامتی کسانی است که در زندگیتان هستند ...

 

 

 

زندگی جریان دارد ماندنی نیست،

برای درکش باید جاری باشی

خود را به جریان زندگی بسپار و

همراهش باش تا به دریای آرامش برسی

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۰ ۰ ۱۴

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۰ ۰ ۱۴


  • عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.
  • آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
  • تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.
  • دشوارترین قدم، همان قدم اول است.
  • آنچه شما درباره خود فکر می کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند.
  • همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.
  • در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش.
  • امروز، اولین روز از بقیه عمر شماست.
  • ما زمان را تلف نمی کنیم، زمان است که ما را تلف می کند.
  • افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
  • پیش از آنکه پاسخی بدهی با 1 نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره داشته باش.
  • کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.
  • کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.
  • انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.
  • هر کس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود.
  • کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند.
  • کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.
  • کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.
  • بهتر است دوباره سوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.
  • هرگاه مشکلی را مطرح می کنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید.
  • آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.
  • اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.
  • خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.
  • تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.
  • درباره درخت، براساس میوه اش قضاوت کنید، نه براساس برگهایش.
  • انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که خیال می کند دیگران را فریب داده است.
  • کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.
  • اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.
  • اینکه ما گمان می کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم...

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۲۱

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۱ ۰ ۲۱


ﻓﺪﺍاااااﯼ ﺳﺮﺕ
ﺍﮔﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﻤﯿﺎﺩ
ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻪ
ﺍﮔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻠﻮﺗﺖ ﺩﺭﮔﯿﺮﻩ
ﻓﺪﺍﯼ ﺳﺮﺕ
ﺍﮔﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺍﻭﻥ ﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﺍﮔﻪ ﺩﻟﺖ ﭘﺮﻩ ﻭ ﺩﺳﺘﺖ ﺧﺎﻟﯽ
ﺍﮔﻪ ﺭﻭﺯﺍ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﺷﺒﺎ ﺁﺭﺯﻭ
ﻓﺪﺍﯼ ﺳﺮﺕ
ﺍﮔﻪ ﯾﮏ ﺩﻝ ﻧﻪ ﺻﺪ ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﻧﯽ ﺷﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻮ ﺷﮑﺴﺖ
ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﮐﻮﮎ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻣﻠﻮﺩﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ
ﻓﺪﺍﯼ ﺳﺮﺕ
ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺏ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺪﺵ ﮐﺮﺩﻥ
ﺍﮔﻪ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﺪﻥ
ﺍﮔﻪ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ
ﻓﺪﺍﯼ ﺳﺮﺕ
ﺍﮔﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺷﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﺗﺒﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻏﻤﮕﯿﻦ
ﺑﺮﻗﺺ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺎﺏ ﺩﻟﺖ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻦ
ﮔﻮﺭ ﭘﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺘﻮ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﻨﻦ
ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻘﺴﯿﻤﺶ ﮐﻦ ،ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﻧﮕﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ
ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺕ،ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﺕ ،ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﺕ ،ﺣﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ
ﻫﺮﭼﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺣﻘﯿﺮ ﻣﻦ
ﻓـــــــﺪﺍﯼ ﺳﺮﺕ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﻫﻤــــــﯿﻦ.


زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۳ ۲۳

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۳ ۲ ۳ ۲۳


هر روز


شیطان لعنتی


خط های ذهن مرا


اشغال می کند


هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت


من اشتباه می کنم و او


با اشتباه های دلم


حال می کند.


دیروز یک فرشته به من می گفت:


تو گوشی دل خود را


بد گذاشتی


آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ


آخر چرا جواب ندادی


چرا بر نداشتی؟!


یادش به خیر


آن روزها


مکالمه با خورشید


دفترچه های ذهن کوچک من را


سرشار خاطره می کرد


امروز پاره است


آن سیم ها


که دلم را


تا آسمان مخابره می کرد.


×××


با من تماس بگیر ، خدایا


حتی هزار بار


وقتی که نیستم


لطفا پیام خودت را


روی پیام گیر دلم بگذار.



زهرا باقری ۹۶-۲-۰۲ ۷ ۹ ۴۸

زهرا باقری ۹۶-۲-۰۲ ۷ ۹ ۴۸


۱ ۲ ۳ ... ۵ ۶ ۷

فرشته ها همیشه وجود دارن:)
اما بعضی وقتا چون بال ندارن
بهشون میگن دختر


دنبال کنندگان بیانی

برچسب‌ها